𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART⁴⁶

(نایون+)(جونگکوک–)
+اوه که اینطور ولی اگر یه روز بهم بگی چاق با لگد پرتت میکنم بیرون
–اول اینکه من غلط بکنم همچین حرفی بزنم دوم اینکه قبوله!
نایون چشمای جونگکوک رو نگاه کرد تا نشونه ای جز عشق و حقیقت ببینه اما چیزی نبود...لحظه بینشون خیلی عاشقانه بود که با یه چیزی به هم خورد...صدای شکم نایون...ساعت تقریبا 5 عصر بود و هنوز ناهار نخورده بودن...
–اوه انقدر درگیر کارها بودیم که گرسنگیمون رو فراموش کردیم...دوست داری برات چی درست کنم؟
نایون کمی فکر کرد تا ببینه بیشتر از همه چی دلش میخواد برای ناهار بخوره...نایون یادش افتاد زمان دانشگاه وقتی از یه کلاس خسته کننده یا امتحان برمیگشت آپارتمان جونگکوک براش ناهار پخته بود و الان به شدت دلتنگ یکی از اون غذاها شده بود...
+داک گالبی...همونی که زمان دانشگاه برام پختی!
جونگکوک کمی فکر کرد و لبخند زد...
–اوه اتفاقا امروز توی فروشگاه مواد لازمش رو خریدم پس بزن بریم درستش کنیم!
جونگکوک این رو گفت و نایون رو براید استایل بغل کرد...
+بزارم زمین...خودم میتونم راه بیام!
–نه امروز به اندازه کافی راه رفتی!
+اما جونگکوک قطعا کمرت مشکل پیدا می‌کنه چون مدام داری من رو بلند می‌کنی!
–کمرم؟نه مشکلی نداره!بیخودی این همه عضله نساختم که بخوام به خاطر بغل کردنت و وزنت که حتی در برابر وزنه‌هایی که زدم وزنت یک پنجمشون هم نیست کمرم بخواد خسته بشه یا درد بگیره!
+اما...
–نچ اما بی اما!
جونگکوک رسیده بود طبقه پایین و الان وارد آشپزخونه شده بود...نایون رو روی کانتر گذاشت و رفت سمت یخچال تا مرغ برداره...
+خب حداقل بهم بگو چیکار کنم...بزار کمکت کنم!
–نچ نچ!خودم میتونم همه کارها رو انجام بدم تو فقط تماشا کن...
حرف جونگکوک دروغ نبود...خودش توی آشپزی حرفه بود و همه کار ها رو حتی با یه دست می‌تونست انجام بده...البته یه کم اغراقه اما جونگکوک در همین حد حرفه ای بود...نایون تمام مدت با خنده و عشق به جونگکوک نگاه میکرد که داشت اون عشق رو برای نایون جبران میکرد و ذره ذره وجود و عشقش رو توی غذا می‌ریخت...بلاخره غذا داشت آماده میشد...نایون بوی آشنا رو استشمام کرد...
+بوش داره داد میزنه که این غذا خوشمزست...
–که اینطور! یه کم صبر کن تا غذا رو بچشی و ببینی هنوزم اون مزه خوشمزه قدیم رو میده یا نه!
بلاخره پخت غذا تموم شد و جونگکوک غذا رو با یه دیزاین خوشگل سرو کرد و برد سر میز گذاشت و بعد اومد سمت نایون و دست دراز کرد و نایون با کمک دست جونگکوک از کانتر اومد پایین و به سمت میز غذا خوری رفتن...وقتی پشت میز نشستن جونگکوک منتظر شد تا نایون شروع کنه...نایون اول غذا رو بو کرد
+هوم خوشمزه به نظر میرسه!
نایون یه قاشق برداشت تا غذا رو بخوره اما غذا داغ بود و کمی سوخت و قاشق رو انداخت و از این حرکت نایون،جونگکوک سریع بلند شد و بـ‌وسیدش و این باعث شد نایون چند ثانیه شوکه بشه...جونگکوک کشید عقب و خودش یه قاشق از غذا برداشت و فوت کرد تا داغیش رو ازش بگیره...
–عزیزم باید غذات رو فوت کنی تا نسوزی!
به فوت کردن غذا ادامه داد و یه کم ازش خورد تا مطمئن بشه داغ نیست . بعد بردش سمت لـ‌ب های نایون
–آاااا
نایون هنوز شوکه بود اما دهانش رو باز کرد و غذا رو از جونگکوک گرفت و خورد... تمام مدت جونگکوک حواسش به نایون بود و خودش بهش غذا میداد...نایون هم از اینکه جونگکوک لوسش کنه خوشش میومد پس استقبال میکرد...بعد از غذا جونگکوک ظرف ها رو جمع کرد و به سمت ظرفشویی برد و مشغول شستن شد...
+هی حداقل بزار توی شستن ظرف ها کمکت کنم!
–چی؟امکان نداره!
+اما اینطوری نمیشه که!
–میشه عزیزم!تا وقتی بچه ها به دنیا بیان دست به سیاه و سفید نمی‌زنی...البته بعد از به دنیا اومدنشون هم همینطور...به هر حال از ظرف شستن بدت میاد پس من میتونم انجامش بدم
+اما اینطوری توی این نه ماه حوصلم سر می‌ره!
–کی گفته؟میتونیم سرگرمی هات رو انجام بدیم...باهم بریم خرید...کتاب بخونیم...حرف بزنیم...فیلم ببینیم و این ها...
+اما اینطوری حس میکنم بی خاصیتم!
–دیگه اون حرف رو نزن...تو بهترین و با خاصیت ترین فردی هستی که دیدم!وجود داشتنت یه خاصیته!
+باز داری لوسم می‌کنی؟
–اوهوم...گفتم که تا لحظه که قلبم میتپه ادامه داره...البته بعد از اون هم روحم به این کار ادامه میده!
+چی؟نه من از روح ها میترسم پس اونموقع لوسم نکن!

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک🪷
10 بازنشر🌷
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۳)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁵(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁴(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART¹⁸(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹⁷(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط