50
تاریخ عربها و اسرائیلیها - 19
_____________________
در پایانگان (اواخر) ماه مارس سال 628 ز. {زادروزی}(میلادی) ، «محمدابنعبدالله» (1) ، با نوشتن نامههائی به سران سه کشور «ایران ساسانی» ، «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} (2) ، و «پادشاهی آکسوم» (3) ؛ از آنها خواست که دین خودشان را کنار بگذارند ، و به دین اسلام ، باور بیاورند (4) ؛ ولی این سران ، درخواست محمدابنعبدالله برای باور آوردن به اسلام را ، نپذیرفتند (4).
«قباد دوم» (5) ، شاهنشاه «ایران ساسانی» ، از آنرو که کنار گذاشته شدن دین مزدایسنا و دینشاخهء (مذهبِ) زرتشتگرائی از سوی مردم و فرمانروائی (حکومت) ، و باور آوردن به دین اسلام را نشدنی (غیرممکن) میدانست ؛ درخواست محمد را نپذیرفت (4) . یادآوری میشود که در اینگاه (این زمان) ، از مسیحی شدن «امپراتوری روم خاوری» ، 248 سال بیشتر نگذشته بود ؛ ولی از هنگام پیدایش دین «مزدا یسنا» ، و مزدایسنائی شدن مردم ایران ، دستکم (حداقل) 7000 سال گذشته بود.
«هراکلیوس» (6) ، امپراتور «امپراتوری روم خاوری» نیز ، درخواست محمدابنعبدالله برای روی آوردنِ «امپراتوری روم خاوری» به «اسلام» را نپذیرفت ؛ ولی گویا ، «هراکلیوس» گردن گرفت (تعهد کرد) که در اسلامی کردن «ایران ساسانی» به محمدابنعبدالله ، کمک بکند.
«نجاشی» (7) ، فرمانروایِ «پادشاهی آکسوم» (3) نیز ، درخواست محمدابنعبدالله را نپذیرفت ؛ و این پادشاهی ، همچنان ، خدایارگرا (مسیحی) ماند.
رونهیدنی (قابل توجه) است که در همهء پژوهشپایهها (منابع تحقیق) ، «خسروپرویز» (8) را دریافتکنندهء نامهء محمدابنعبدالله دانستهاند ؛ ولی با رونهش (توجه) به اینکه «خسرو پرویز» ، یک ماه پیش از این ، بدست «قباد دوم» کشته شده بود (5) ؛ پس باید گفت که دریافت کنندهء نامهء محمدابنعبدالله ، «خسروپرویز» نبوده ، بلکه «قباد دوم» بوده است (5).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine_Empire
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Kingdom_of_Aksum
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad%27s_letters_to_the_heads_of_state
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Kavad_II
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Heraclius
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Najashi
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Khosrow_II
_____________________
در پایانگان (اواخر) ماه مارس سال 628 ز. {زادروزی}(میلادی) ، «محمدابنعبدالله» (1) ، با نوشتن نامههائی به سران سه کشور «ایران ساسانی» ، «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} (2) ، و «پادشاهی آکسوم» (3) ؛ از آنها خواست که دین خودشان را کنار بگذارند ، و به دین اسلام ، باور بیاورند (4) ؛ ولی این سران ، درخواست محمدابنعبدالله برای باور آوردن به اسلام را ، نپذیرفتند (4).
«قباد دوم» (5) ، شاهنشاه «ایران ساسانی» ، از آنرو که کنار گذاشته شدن دین مزدایسنا و دینشاخهء (مذهبِ) زرتشتگرائی از سوی مردم و فرمانروائی (حکومت) ، و باور آوردن به دین اسلام را نشدنی (غیرممکن) میدانست ؛ درخواست محمد را نپذیرفت (4) . یادآوری میشود که در اینگاه (این زمان) ، از مسیحی شدن «امپراتوری روم خاوری» ، 248 سال بیشتر نگذشته بود ؛ ولی از هنگام پیدایش دین «مزدا یسنا» ، و مزدایسنائی شدن مردم ایران ، دستکم (حداقل) 7000 سال گذشته بود.
«هراکلیوس» (6) ، امپراتور «امپراتوری روم خاوری» نیز ، درخواست محمدابنعبدالله برای روی آوردنِ «امپراتوری روم خاوری» به «اسلام» را نپذیرفت ؛ ولی گویا ، «هراکلیوس» گردن گرفت (تعهد کرد) که در اسلامی کردن «ایران ساسانی» به محمدابنعبدالله ، کمک بکند.
«نجاشی» (7) ، فرمانروایِ «پادشاهی آکسوم» (3) نیز ، درخواست محمدابنعبدالله را نپذیرفت ؛ و این پادشاهی ، همچنان ، خدایارگرا (مسیحی) ماند.
رونهیدنی (قابل توجه) است که در همهء پژوهشپایهها (منابع تحقیق) ، «خسروپرویز» (8) را دریافتکنندهء نامهء محمدابنعبدالله دانستهاند ؛ ولی با رونهش (توجه) به اینکه «خسرو پرویز» ، یک ماه پیش از این ، بدست «قباد دوم» کشته شده بود (5) ؛ پس باید گفت که دریافت کنندهء نامهء محمدابنعبدالله ، «خسروپرویز» نبوده ، بلکه «قباد دوم» بوده است (5).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine_Empire
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Kingdom_of_Aksum
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad%27s_letters_to_the_heads_of_state
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Kavad_II
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Heraclius
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Najashi
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Khosrow_II
- ۲.۹k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط