جان من!

جان من!
بزن به درِ بیخیالی و همانجا تصمیم بگیر
گاهی میهمانش شوی.
نمی گویم همیشه ها نه!
گاهی نیاز است بروی دم خانه ی بیخیالی و بگویی: میهمان نمیخواهی؟!
لازم است که کمی دور شوی از دنیای دغدغه مند ؛
بعدش هم بروید و بنشینید باهم چای بنوشید
موسیقی گوش کنید
برقصید و برقصید و برقصید...
همین حالا وقتش است
بلند شو و خودت را برای میهمانی آماده کن!
تو به کلبه ی بیخیالی به صرف آرامش دعوت شده ای ...

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۱)

پاییز را دوست دارم !بویِ "مهر" می دهد ...شبیه دخترکِ شاعری س...

مهر هم تمام شدبا تمام بی‌مهریشاصلاً این آبان‌هابیشتر بوی پای...

یه افسانه‌ی قدیمی یونانی هست که مردم در گذشته معتقد بودن وقت...

پاییز، داستانش فرق میکند؛باید دست خودت را بگیری و از خانه بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط