لگد به در زد و در را شکست بر رویش/

لگد به در زد و در را شکست بر رویش/
نشست میخ در خانه کنج پهلویش/
همین‌که بغض علی را به خاطرش آورد/
رسید نوبت ضرب  غلاف  و بازویش/
نفَس نفَس بدنش را به درد آوردند/
وَ رنگ سرخ  و کبودی نشست بررویش/
میانِ کوچه مگر که چه آمده به سرش/
که در سنین جوانی سفید شد مویش/
"بر قاتلين مادرمان لعنت"
دیدگاه ها (۳)

من این پارتو گذاشته بودم ولی نیومده بود ببخشید _____________...

هم اتاقی قدیمی-پارت-۱۱

شفای ابو راجع حمامی یکی از داستانهایی که علماء و افراد مورد ...

داستانک؛ ✍️كابوس سامي

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱. خدا...

تاپای‌جان‌برای‌ایران🇮🇷❤🤍💚#آیت_الله_سید_علی_خامنه_ای #آقای_کش...

♨️پزشکیان: 🔹دانشگاهیان و دانشجویان می‌توانند ما را از این وض...

بن سلمان خائن حرومی اپستینی♨️بن‌سلمان از ترس حملات رزمندگان ...

♦️ماریو نوفل :فراموش نکنید که قبل از اینکه ترامپ تصمیم به بم...

♦️آلوهن میزراهی: عربستان سعودی سال‌های بسیار طولانی با یمن چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط