𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟔
ویو تهیونگ
بعد چند دقیقه آمبولانس اومد.
ات رو وارد ماشین آمبولانس کردن و منم با لباس های خاکی شدم دوره سوار موتور شدم و تا بیمارستان پشت آمبولانس میرفتم.
وقتی رسیدیم دکترا سرش رو معاینه کردن و متوجه شدن که چیزی نیست فقط دو تا پارگی خیلی کوچیک روی سرش داشته و بخیه زدن .
قبل از اینکه وارد اتاقش بشم رفتم و واسش آبمیوه و یه سری خوراکیه مقوی گرفتم .
دوره برگشتم به بیمارستان و وارد اتاقی که توش بود شدم.
آروم دراز کشیده بود.
به سمتش رفتم چ کنار تختش نشستم.
ته:حالا خوبه؟ تو مکان اون اتفاق حرف زدی الانم میتونی حرف بزنی؟
ات:میتونم حرف بزنم(اروم)
وقتی صداشو شنیدم، هر چند اروم بود، اما کیلو کیلو قند تو دلم آب شد.
صداش مثله موج دریا نرم و دلنشین بود.
ته:صدات خیلی قشنگه
با لبخند خجالتی و اون صدای شیرینش
ات:ممنونم
ته:درد که نداری؟ متاسفم بابته تصادف خیلی سعی کردم جلوشو بگیرم اما نشد.
ات:خوش گذشت(لبخند )
ته:خیلی تخسی با اینکه سرت آسیب دیده بازم میگی خوش گذشت؟
ات:دقیقا
و شروع کرد به خندیدن.
صدای خندش باعث شد دلم بلرزه براش.
نرم، سبک، دلنشین.


#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
دیدگاه ها (۵)

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟓ویو تهیونگبعد از چندین دقیقه توی اتوبا...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟒ویو تهیونگ بعد از خوردن صبحونه و حرف ز...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟐ویو ات بعد از راضی شدنه تهیونگ برای ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط