وقتی که دیگرنبود من به بودنش نیازمندشدم،

وقتی که دیگرنبود من به بودنش نیازمندشدم،
وقتی که دیگر رفت من به انتظارش نشستم،
وقتی که دیگرنمی توانست مرادوست بدارد من اورا دوست داشتم،
وقتی که او تمام کرد من شروع کردم،
وقتی او تمام شد من آغازشدم.
دیدگاه ها (۲)

از وقتی شروع کردم خودم را دوست داشتند رابطه ام با همه عوض ش...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

سرنوشت(ویو رایا)شوگا رفت سمت اتاق و کت‌ش رو درآورد.روی دستش ...

غصه من:(.......)

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

وقتی پدربزرگت میمیره میاین ایران و تو حالت بده . یه گوشه پار...

وقتی عموت بود

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط