من که شیرین نشوم، لیک تو فرهاد منی!

من که شیرین نشوم، لیک تو فرهاد منی!
تیشه زن بر دل و اندیشه و بنیاد منی!

وای!من بی نمک و لوسم و مغرور ولی
تو دل انگیز ترین خلق خداداد منی!

حتم دارم به تو از روز ازل دل بستم
تو قدیمی تر از آوازه ی اجداد منی!

من مخمور مدام از نفست مستم و گیج
و تو هوشیارترین نقطه ی در یاد منی!

من اگر گاه نهانی بسرایم غزلی
تو که یک مثنوی از عشقی و استاد منی!

فقط این قافیه ها با تو ردیفند ،ببین!
تو غزل گونه ترین حالت فریاد منی!
دیدگاه ها (۱۲)

مـــن اگر گاه نـهانی بسرایـــــم غـــزلیتوکه یک مثنوی از عشق...

من اگر گاه نهانی بسرایم غزلیتو که یک مثنوی از عشقی و استاد م...

عاشقانه های پاکمن اگر گاه نهانی بسرایم غزلیتو که یک مثنوی از...

من اگر گاه نهانی بسرایم غزلیتوکه یک مثنوی از عشقی و استاد من...

@taninپای چشمان تو هر کوزه گری بی تاب است نفست خلسه ی صدها غ...

ای واژه ی بی معنی، رویایی بی تعبیر آغاز ترین پایان ، آزاد ت...

ای واژه ی بی معنی ، رویایِ بی تعبیرآغاز ترین پایان ، آزاد تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط