این دهان باز و چشم بیتحرک را ببخش

این دهان باز و چشم بی‌تحرک را ببخش
آن‌قدر جذابیت داری که حیرت می‌کنم

کم اگر با دوستانم می‌نشینم جرم توست
هر کسی را دوست دارم در تو رویت می‌کنم

فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا ؟
در قدم برداشتن‌های تو دقت می‌کنم

یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می‌روم
لذتش را با تمام شهر قسمت می‌کنم

ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت می‌کنم
#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

از همان اول دلم را در تب و تاب آفریدخاک بود؛ اما مرا از آتش ...

برف می بارد و مننمی دانم دست هایم رادر جیبِ کدام خاطره باید ...

دستم از آن‌چه تو می‌خواستی خالی بودمن اما پُر بودماز خالیِ ک...

دست مرا بگیر که طوفان گرفته استبا من بمان که غربت من جان گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط