[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]
The Forced Law
━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━
پارتے¹⁶

جونکوک ایستاد کنار جین‌وو. نگاهش حتی یک لحظه هم به مهمون‌هایی که منتظر عکس‌العملش بودن نیفتاد. با همون صدای بم، خشک و بی‌احساسش، جوری که فقط جین‌وو بشنوه اما آلیس هم که بهشون نزدیک شده بود بشنوه، گفت:
«فکر می‌کردم قبلاً سر این موضوع حرفامون رو زدیم، بابا.»

جین‌وو اصلاً جا نخورد. لیوان توی دستش رو کمی چرخوند، نگاهی به جونکوک انداخت و با لبخند گرمی که برای ظاهرکاری جلوی مهمون‌ها زده بود، آروم گفت: «این یک تصمیم خانوادگی و تجاریه، جونکوک. تو بهتر از هرکسی می‌دونی ارزش این پیوند چیه. پس جلوی بقیه بازی رو خراب نکن.»

آلیس که حالا رسماً کنارشون رسیده بود، با حرص و لجبازی پریدم وسط حرفشون! با چهره معصومش اما لحنی کاملاً پرجرات و رک گفت:
«ببخشید وسط بازیِ قدرتتون می‌پرم آقای جئون! ولی من یک انسانم، نه برگه قرارداد یا سهم شرکت! من امشب حتی این پسرِ شما رو درست‌وحسابی ندیدم، بعد شما برام بریدین و دوختین؟!»

همه‌چیز برای چند ثانیه قفل شد.

سوهوی و عمه بومی با دهن باز به آلیس زل زدن؛ هیچ‌کس تا حالا جرأت نکرده بود توی این عمارت با این لحن جلوی جین‌وو بایسته!

جونکوک آروم سرش رو چرخوند سمت آلیس. قد بلندش روی آلیس سایه انداخت. برای اولین‌بار از فاصله نیم‌متری، چشم‌های مشکی و نفوذناپذیرش رو دوخت به چهره ظریف و چشم‌های خاکستریِ آلیس.

یک تای ابروی جونکوک رفت بالا. انگار اصلاً انتظار نداشت این دختره‌ی هفده‌ساله با این جثه ظریف، انقدر گستاخ و کله‌شق باشه.

آلیس اصلاً جا نزد. چونه‌ش رو داد بالا، زل زد توی چشم‌های عمیق جونکوک و با همون لحن شیطون و لجبازش زیر لب گفت: «چیه؟ نکنه تو هم فکر کردی من قراره جلوت دولا راست بشم آقای کوه یخ؟»

گوشه لب جونکوک خیلی نامحسوس و پنهانی یک تکون کوچیک خورد—نه لبخند، بلکه یک پوزخند خیلی محو از روی تعجب یا شاید کل‌کل. با همون صدای آروم اما نافذش گفت:
«زیادی شلوغش می‌کنی، بچه.»

«بچه؟!» چشم‌های آلیس از حرص گرد شد. «بچه عمه‌ته! من...»

قبل از این‌که آلیس بتونه جواب محکمی بهش بده، جین‌وو دستش رو گذاشت روی شونه جونکوک و با لحنی قاطع که جایی برای بحث باقی نمی‌ذاشت، رو به جمع گفت: «موسیقی رو وصل کنید. امشب شب جشنه!»

صداهای موسیقی بلند شد و مهمون‌ها شروع کردن به حرف زدن، اما آلیس با تمام وجودش احساس خطر و کلافگی می‌کرد. حالا هردو مخالف این نامزدی بودن، جین‌وو هم کوتاه نمی‌آمد... این بازی تازه داشت شروع می‌شد و معلوم نبود تهِ این کل‌کل‌ها به کجا می‌رسه!

ادامه دارد...


#DarkRomance #MafiaRomance #Obsession #DarkAcademia #ForbiddenLove #AgeGap #EnemiesToLovers #Possessive #PsychologicalThriller #Tragedy #EmotionalDamage #Angst #SlowBurn #ToxicRelationship #IntenseLove #MorallyGrey #DarkAesthetic #Bookstagram #WriterLife #WattpadStories #SpicyBooks #DarkTales #Duet #DubiousConsent
دیدگاه ها (۱۵)

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹⁷موزیک...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹⁸آلیس ...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹⁵آلیس ...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے¹⁴ساعت‌...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط