رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۷۹

دکتر،مبارکه یه دختر گل و یه پسر آقا

دیانا، ارسلان دوتا،،،گریه،،،

ارسلان، دیا عزیزم چرا گریه میکنی باید شکر کنیم ۲ تا بچه خدا داده بهمون

دیانا، ذوقه

ارسلان، فدات شم

... ۵ ماه بعد ....
دیدگاه ها (۰)

رمان دنیای من پارت ۸۰ارسلان، دیانا برم بیمارستان خیلی استرس...

رمان دنیای من پارت ۸۱ارسلان، رفتم تو اتاقش بچه هام کنارش بود...

رمان دنیای من پارت ۷۸... ۳ روز بعد ...دیانا، داشتم غذا درست ...

رمان دنیای من پارت ۷۷ارسلان، منم اونو بوسیدم از خودم فاصلش د...

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

پارت اول سناریو عه ترکم کنتوضیحات:ات یک دختر کاملا مظلوم و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط