هر چه را می شنوم غم گینم میکند
هر چه را می شنوم غم گینم میکند
هر چه را می بینم بیزار ز دینم میکند
عشق ظالم و ندبه و زاری مظلوم
ظلم قصاب بیزار از هر آیینم میکند
فکر اینکه باز باید زیست چندی دگر
این ناچاری بی بس و حزینم میکند
می نویسم درد دل های زتدگی را
انتقاد تو ای دوست کی وزینم میکند
سبک سر و سبک پا و سبک پر ام
تا بگشایم پر ، وادار بر اینم می کند
تا کجا باید رفت به نا کجا آباد دگری
می پرم ز تنگنا ها و کمینم می کتد
هر چه را می بینم بیزار ز دینم میکند
عشق ظالم و ندبه و زاری مظلوم
ظلم قصاب بیزار از هر آیینم میکند
فکر اینکه باز باید زیست چندی دگر
این ناچاری بی بس و حزینم میکند
می نویسم درد دل های زتدگی را
انتقاد تو ای دوست کی وزینم میکند
سبک سر و سبک پا و سبک پر ام
تا بگشایم پر ، وادار بر اینم می کند
تا کجا باید رفت به نا کجا آباد دگری
می پرم ز تنگنا ها و کمینم می کتد
- ۸۹۲
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط