ندهد هيچ گلى عطر خوش بوی تو را

ندهد هيچ گلى عطر خوش بوی تو را
نفروشم به جهان پیچشی از موی تو را . .

نازِ چشمانِ تو دل برده، به جانِ تو قسم 
خوش کشیده است خدا آن خم ابروی تورا . .

هیچکس جای تو را پر نکند هیچ زمان
کار من نیست فراموش کند روی تو را . .

آن زمان غصه سفر کرد از این جان که لبم 
بوسه زد چشم و لب و شانه و بازوی تو را . .

من اگر اهلِ محبت شده ام لطف تو بود
چون گرفته است وجودم همه‌ی خوی تو را . .

خواستم دل ندهم، دل نسپارم به کسی
عاجزم وصف کنم قدرت جادوی تو را . .

شاعر چشم دل آرای تو شد سنگ صبور
تا به تصویر کشد قامت دلجوی تو را . .
دیدگاه ها (۰)

چگونه تو را شعر نکنم؟و چگونه به دُرناهای دلتنگِچشمانم بگویمک...

تا در طریق عشق تو من جان فشان شدمبی جان شدم ولیک جهان در جها...

آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکناکنون زمان زندگی ست، ت...

+چون زلف توأم جانا در عین پریشانی.,+چون باد سحرگاهم در بی سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط