صبح یعنی

صبح یعنی
بنشینم و از خوابِ بوسه های دیشبت
شعری دَم کنم
و در تمامِ پس کوچه هایِ شهر
تعارفش کنم
بفرمایید، شعری قند پهلو...!

#معصومه_سیاه_پشت
دیدگاه ها (۱)

مرا به یاد خیابانی بینداز پر از پاییزو مردی که دستهایم را به...

انارها،شاخه ی درخت را خم می کنندو رویاهای سنگینکمر ما را! #م...

و کسی را کهعاشق "پاییز" است "شعر" میداندقهوه را "تلخ" مینوشد...

سراپا خیساز عشق و باراندر پاسخ شان چه خواهی گفتاگر بپرسندآست...

مثل خنده نوزادی که غرقِ خوابه،مثل شربت خنکِ آلبالو تو یه روز...

طبیعت

پارت ۴ندیمه ی عمارتشب بود بهترین لباسمو پوشیدمکل بدنم از ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط