کاش می شد

کاش می شد
زخم هایم را
یک به یک گره می زدم

یادت هست؟
در بستری از
انتظار و بوسه
تار و پود موهای تو را
با خیال عاشقی هایم
می بافتم

کاش بیایی
تمام زخم های پریشانم را
با صبر و اشتیاق آغوشت
شانه کنی!
اصلا تو بیا
من تمام خودم را
می بافم
به رد پای تو ...
دیدگاه ها (۱)

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم، وین یکدم عمر را غنیمت شمریم ؛...

کجایی ماهیِ آرام در آغوش اقیانوس؟به من برگرد، این دریای غم، ...

یــلدا یـعنیی :: یاد هم بودنل :: لبریز ازمحبت بودند :: دوست ...

.

شعر و غزل

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

(سایه های خونی) part ۱۵/دانای کل___در میان رقص،جکسون و مکس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط