وقتی حصار غربت من تنگ می شود

وقتی حصار غربت من تنگ می شود
هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود
از بس فرار کرده ام از خویش خویشتن
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود...
دیدگاه ها (۲)

زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیمهمه تغییر دمی بود و نمی دانست...

ای فلک گر من نمی زادی اجاقت کور بود! من که خود راضی به این ...

چو گل های شقایق داغدارمبیا پروانه شو بنشین کنارمبشو مرهم به ...

عاشقی با قلب من بیگانه شدخنده از لب رفت و یک افسانه شدحس و ح...

از بین چیزهایی که از دست دادم بیشتر از همه دلم برای خودم تنگ...

گاهی فاصله است بین ما و آنکه دوستش داریم، گاهی آنچنان یاد او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط