سیاست اجتماعی
سیاست اجتماعی
زنان، چشمبهراه تغییر برخی سیاستها
جدیدترین آمارها نشان میدهد که سهم زنان در بازار کار ایران چهار برابر کمتر از مردان است. به نظر شما چه عواملی بر پایینبودن میزان مشارکت زنان در عرصه اشتغال تاثیرگذار است؟
در بحث نرخ مشارکت اقتصادی یا نرخ اشتغال پایین زنان، عوامل مختلفی از جمله تاثیرگذاری عوامل اجتماعی-فرهنگی را میتوان برشمرد. یکسری هنجارها و ارزشها نسبت به زنان و نقش آنها در اجتماع وجود دارد که تاثیر خاص خود را بر مشارکت اقتصادی زنان میگذارند. گاه حتی ما شاهد وجود همین نگرشها در بین خود خانمها هستیم. بهطور مثال، اگر نتایج برخی پیمایشهای ملی از جمله پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان یا پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان ایران را مطالعه کنید، میبینید که نسبت به اشتغال زنان و کار آنها در خارج از منزل یا تقدم مردان بر زنان در کسب فرصتهای شغلی محدود حتی در بین خود خانمها هم این نگرشها بعضا وجود دارد، نگرشهایی که خیلی به نفع زنان نیست، لذا برخی نگرشهای فرهنگی و اجتماعی و برخی هنجارها در جامعه وجود دارد که در ناخودآگاه مدیران و برنامهریزان و حتی خود صاحبان مشاغل و در نحوه توزیع فرصتهای شغلی در بین گروههای جنسیتی تاثیر میگذارند و اغلب به ضرر زنان عمل میکنند.
اما مهمتر از آن که البته گاه ریشه در عوامل فرهنگی دارد، نقش عوامل ساختاری است که در حوزه اشتغال زنان نقش مهمی بازی میکند و در حوزههای مختلف قابلشناسایی است که بخشی از آن به سیاستهایی بازمیگردد که ما در بازار کار در مورد اشتغال و بهطور خاص درباره اشتغال زنان داریم. ما در دهههای گذشته در حوزه سیاستگذاریهای اشتغال زنان یک وفاق و انسجام گفتمانی را در سیاستهای مربوط به اشتغال زنان در بین دولتهای مختلف و مراجع تصویبکننده آنها مشاهده نمیکنیم. بعضا شاهد تعارضهایی در رویکردهای نظام سیاستگذاری به اشتغال زنان هستیم که نگاه کاملا متفاوت و بعضا متعارضی دارند که این موضوع موجب میشود آن نتیجه مطلوب در حوزه اشتغال زنان حاصل نشود. بهطور مثال، طی برنامه چهارم و پنجم توسعه میتوانید این تفاوتها و تعارضها را کامل بینید.
اغلب در فرایند سیاستگذاریها مدلها و الگوهایی اخذ یا ترسیم میشود، آیا برنامهریزی و سیاستگذاری اشتغال در ایران از الگوی خاصی تبعیت میکند؟
میتوان گفت در کلیت نظام سیاستگذاری اشتغال ما، الگوی مرد نانآور- زن خانهدار حاکم است. هرچند در جزئیات و در بعضی مراجع تصویبکننده سیاستها یا در برخی برنامههای توسعه و قوانین اجرایی ممکن است الگوهایی دیگر مثل دو نانآور یا مراقب برابر را ببینیم، اما کلیت آن بهسوی مدل مرد نانآور- زن خانهدار است.
پیامدها و نتایج پیروی از این الگو برای کشور چه بوده است؟
زنان، چشمبهراه تغییر برخی سیاستها
جدیدترین آمارها نشان میدهد که سهم زنان در بازار کار ایران چهار برابر کمتر از مردان است. به نظر شما چه عواملی بر پایینبودن میزان مشارکت زنان در عرصه اشتغال تاثیرگذار است؟
در بحث نرخ مشارکت اقتصادی یا نرخ اشتغال پایین زنان، عوامل مختلفی از جمله تاثیرگذاری عوامل اجتماعی-فرهنگی را میتوان برشمرد. یکسری هنجارها و ارزشها نسبت به زنان و نقش آنها در اجتماع وجود دارد که تاثیر خاص خود را بر مشارکت اقتصادی زنان میگذارند. گاه حتی ما شاهد وجود همین نگرشها در بین خود خانمها هستیم. بهطور مثال، اگر نتایج برخی پیمایشهای ملی از جمله پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان یا پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان ایران را مطالعه کنید، میبینید که نسبت به اشتغال زنان و کار آنها در خارج از منزل یا تقدم مردان بر زنان در کسب فرصتهای شغلی محدود حتی در بین خود خانمها هم این نگرشها بعضا وجود دارد، نگرشهایی که خیلی به نفع زنان نیست، لذا برخی نگرشهای فرهنگی و اجتماعی و برخی هنجارها در جامعه وجود دارد که در ناخودآگاه مدیران و برنامهریزان و حتی خود صاحبان مشاغل و در نحوه توزیع فرصتهای شغلی در بین گروههای جنسیتی تاثیر میگذارند و اغلب به ضرر زنان عمل میکنند.
اما مهمتر از آن که البته گاه ریشه در عوامل فرهنگی دارد، نقش عوامل ساختاری است که در حوزه اشتغال زنان نقش مهمی بازی میکند و در حوزههای مختلف قابلشناسایی است که بخشی از آن به سیاستهایی بازمیگردد که ما در بازار کار در مورد اشتغال و بهطور خاص درباره اشتغال زنان داریم. ما در دهههای گذشته در حوزه سیاستگذاریهای اشتغال زنان یک وفاق و انسجام گفتمانی را در سیاستهای مربوط به اشتغال زنان در بین دولتهای مختلف و مراجع تصویبکننده آنها مشاهده نمیکنیم. بعضا شاهد تعارضهایی در رویکردهای نظام سیاستگذاری به اشتغال زنان هستیم که نگاه کاملا متفاوت و بعضا متعارضی دارند که این موضوع موجب میشود آن نتیجه مطلوب در حوزه اشتغال زنان حاصل نشود. بهطور مثال، طی برنامه چهارم و پنجم توسعه میتوانید این تفاوتها و تعارضها را کامل بینید.
اغلب در فرایند سیاستگذاریها مدلها و الگوهایی اخذ یا ترسیم میشود، آیا برنامهریزی و سیاستگذاری اشتغال در ایران از الگوی خاصی تبعیت میکند؟
میتوان گفت در کلیت نظام سیاستگذاری اشتغال ما، الگوی مرد نانآور- زن خانهدار حاکم است. هرچند در جزئیات و در بعضی مراجع تصویبکننده سیاستها یا در برخی برنامههای توسعه و قوانین اجرایی ممکن است الگوهایی دیگر مثل دو نانآور یا مراقب برابر را ببینیم، اما کلیت آن بهسوی مدل مرد نانآور- زن خانهدار است.
پیامدها و نتایج پیروی از این الگو برای کشور چه بوده است؟
- ۱۰۳
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط