part

part:¹³
نیشخندی زد و افتاد کنارت روی تخت بعد نیم ساعت دیگه اگه خون نمیومد ولی تهیونگ هنوز خیلی تشنت بود و اومد روت
☆: نه تهیونگ نه دوباره نه
♡: اره اره عزیزم
و خیلی محکم واردت کرد خیلی دردت اومد جیغ بلندی زدی تهیونگ گوشش
سوووووت کشید و یه ضربه ی محکم بهت زد که تو از درد صدات در نیاد بعد شروع کرد به کارش بعد ۱ ساعت دوباره ازت خون اومد تهیونگ دوباره یه نیشخندی زد
♡: دیگه بسه
☆: تهیونگ اه اه
♡: چیه چیشده
☆: بگو چی نشده
♡: عه خب چیشده نمیفهمم چی میگی؟
☆: بخدا اگه بار... آه.. باردارشم میرم بچرو سقط میکنم بعد فرار
♡: هه فکر کردی به همین راحتیه که از دست من فرار کنی!
از اونجایی که خیلی درد داشتی تهیونگ شو**رت و سوت***ینتو برات پوشوند و بعد گرفتید خوابیدید صبح تهیونگ یذره از تو زودتر بیدار شد و به صورتت خیره شد دید هوا سرده دید تو فقط شو**رت و سوت***ین تنته و یه شلوار و تیشرت تنت کرد خودش هم یه شلوارک با تیشرت پوشید رفت صبحونه امده کرد تو بیدار شدی اومدی از سرجات پاشی که انقدر دردت اومد یه جیغ خیلی بلند کشیدی تهیونگ سریع دویید سمت اتاق
♡: اخه دختر منو صدا میکردی دیگه
☆: همش تغصیر توعه
♡: ببخشید میدونم
بقلت کرد بردت پایین گذاشتت روی مبل رفت صبحونه رو بیاره تا پیش تو بخوره و بعد.......
.ــ.ــ.ــ.ــ.ــ.ــ.ــ.ــ.
برای پارت بعد
بازنشر: ۴
لایک: ۵
کامنت: ۱۰
راستی بجای اینکه اینو بخونی برو نمازتو بخون😝🔞🛐
دیدگاه ها (۶)

بچه ها جونگکوک از دست رفت😂.ــ.ــ.ــ. سوال پست: نیک نیم و ریل...

تهکوک🍷✨🛐.ــ.ــ.ــ.سوال پست: بایستون توی بی تی اس؟ .ــ.ــ.ــ....

#سناریو_بی_تی_اس #سناریو_تهیونگ.ــ.ــ.ــ.سوال پست: کامنت بزا...

سوال پست: سوالی ندارم اسمتونو کامنت کنید بگم به کدوم یکی از ...

part:¹² ☆: اره فرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط