هر فصل

هر فصل
به فصل دیگری می خندد و می گذرد....
تو نیستی که ببینی
تنها من می گریم
پا به پای شعرهایم ...
دیدگاه ها (۱)

من به تشییع دلم ناله کنان می گریمتو به این برزخِ بدآورِیَم خ...

دلم می‌خواست یک نفر آرام و شمرده توی گوشم زمزمه می کرد: "دنی...

در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعمهم دودم و هم نورم ...

قدر نشناس عزیزم، نیمهٔ من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیستیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط