همیشه سبز می خشکد

همیشه سبز می خشکد
همیشه ساده می بازد
همیشه لشکر اندوه
به قلب ساده می تازد
من آن سبزم که رستن را
تو آخر بردی از یادم
چه ساده هستی خود را
به باد سادگی دادم

به پاس سادگی در عشق
درون خود شکستم زود
دریغا سهم من از عشق
قفس با حجم کوچک بود

درونم ملتهب از عشق
برونم چهره ای دم سرد
ولی از عشق باختن را
غرور من مرمت کرد
به غیر از "دوستت دارم"
به لب حرفی نشد جاری
ولی غافل که تو خنجر
درون آستین داری

طلوع اولین دیدار
غروب شام آخر بود
سرانجام تو و عشقت
حدیث پشت و خنجر بود
دیدگاه ها (۱)

این گلم تقدیم میکنم ب داداهای گلمایشالا هر چ زودتر دوماد بشی...

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

عشق در نزدیکی قصر8راهِ بازگشت به قصر، از خودِ رفتنشان هم سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط