مرا بسپار به آغوشت

مرا بسپار به آغوشت
حبسم کن
در کنج خواهش های زنانه ات
نوازشم کن
و انگشتانت را نذر این تن بی جانم کن
راستی ترکیدند
انار لبهایت را می گویم
موقع چیدن است دیگر
مرا مست شراب بوسه هایت
می کنی ...؟!
دیدگاه ها (۱)

انتظار توتمام کافه ها را خلوت کردو منهر روزبه صندلی هایی فکر...

من تو را نمی سرایم ...تو ،خودت در افکارم می رقصی ؛خودت مرا و...

هیـچوقتــــ بـراےِ ڪـسـے ڪـہ دوسـتـش داری عطــــرے را ڪہ میـ...

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلمبا وجود تو کمی خوب شود حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط