زندگی پردردسر
زندگی پردردسر
پارت ۲۹
میتسوکی اول با نگاه آره من کرم نشنیدم تو چی گفتی به باکوگو نگاه میکنه بعد آهی میکشه و میره میز رو برای شام بچینه
از شانس خوب میتسوکی خانم اوراراکا ، سویو ، جیرو ، مینا همون موقع اومدن پایین
میتسوکی: خیلی به موقع اومدین میشه بیاین کمک میز رو بچینیم
اوراراکا/سویو: آره حتماً😊
جیرو: باشه
مینا: بله حتما ولی من اول باید برم یه جایی
میتسوکی: چه جایی
مینا: همون جایی که بهش میگن دستشویی
میتسوکی: میتونی بری ( انگار اگه نمیگفت مینا نمیرفت🗿😂 ) راستی اون دختره نامرئیه اسمش چی بود ، آها هاگاکوره کجاس؟
هاگاکوره تو آشپز خونه در حال ناخونک زدن به غذا: من اینجام
میتسوکی: ببخشید اصلا متوجه اومدنت نشدم
هاگاکوره در حال خوردن گوشت: نه بابا مهم نیست
و همه به رهبری میتسوکی شروع کردن به چیدن میز😂 که ایزوکو از همه جا بیخبر میاد تو خوابگاه و بله میتسوکی ایزوکو رو هم میاره تا میز رو بچینن ( نمی دونم این میزه مگه چقدر بزرگه که این همه آدم برای چیدن وسیله میخواد😂🤷)
اینکو: ایزوکو پسرم بیا کمکم کن این قابلمه هه خیلی سنگینه🍲
ایزوکو: چشم الان میام
ایزوکو قابلمه رو جا به جا کرد و مینا هم اومد برای کمک
میتسوکی: ایزوکو میتونی بری باکوگو رو بیاری سر سفره؟
ایزوکو: بله الان میرم
میتسوکی: مرسی دستت درد نکنه
ایزوکو میره دنبال باکوگو و میبینه که باکوگو تو عالم خودشه اصلا حواسش به اینجا نیست
ایزوکو: کاچان....
که باکوگو حرف نزدش رو قطع کرد
باکوگو: کیههههه💢😡( مگه چند نفر بهش میگن کاچان که میگه کیه؟🤔)
که برمیگرده و می بینه ایزوکو عه
شرایط پارت بعد
۱۰ لایک
۲۸ کامنت
پارت ۲۹
میتسوکی اول با نگاه آره من کرم نشنیدم تو چی گفتی به باکوگو نگاه میکنه بعد آهی میکشه و میره میز رو برای شام بچینه
از شانس خوب میتسوکی خانم اوراراکا ، سویو ، جیرو ، مینا همون موقع اومدن پایین
میتسوکی: خیلی به موقع اومدین میشه بیاین کمک میز رو بچینیم
اوراراکا/سویو: آره حتماً😊
جیرو: باشه
مینا: بله حتما ولی من اول باید برم یه جایی
میتسوکی: چه جایی
مینا: همون جایی که بهش میگن دستشویی
میتسوکی: میتونی بری ( انگار اگه نمیگفت مینا نمیرفت🗿😂 ) راستی اون دختره نامرئیه اسمش چی بود ، آها هاگاکوره کجاس؟
هاگاکوره تو آشپز خونه در حال ناخونک زدن به غذا: من اینجام
میتسوکی: ببخشید اصلا متوجه اومدنت نشدم
هاگاکوره در حال خوردن گوشت: نه بابا مهم نیست
و همه به رهبری میتسوکی شروع کردن به چیدن میز😂 که ایزوکو از همه جا بیخبر میاد تو خوابگاه و بله میتسوکی ایزوکو رو هم میاره تا میز رو بچینن ( نمی دونم این میزه مگه چقدر بزرگه که این همه آدم برای چیدن وسیله میخواد😂🤷)
اینکو: ایزوکو پسرم بیا کمکم کن این قابلمه هه خیلی سنگینه🍲
ایزوکو: چشم الان میام
ایزوکو قابلمه رو جا به جا کرد و مینا هم اومد برای کمک
میتسوکی: ایزوکو میتونی بری باکوگو رو بیاری سر سفره؟
ایزوکو: بله الان میرم
میتسوکی: مرسی دستت درد نکنه
ایزوکو میره دنبال باکوگو و میبینه که باکوگو تو عالم خودشه اصلا حواسش به اینجا نیست
ایزوکو: کاچان....
که باکوگو حرف نزدش رو قطع کرد
باکوگو: کیههههه💢😡( مگه چند نفر بهش میگن کاچان که میگه کیه؟🤔)
که برمیگرده و می بینه ایزوکو عه
شرایط پارت بعد
۱۰ لایک
۲۸ کامنت
- ۱۶.۲k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط