اگر دنیا خزان گردد... اسیر غم نمیگردم
اگر دنیا خزان گردد... اسیر غم نمیگردم
زمین هم آسمان گردد... از عشقش کم نمیگردم
به جز راهش نمی جویم... به جز نامش نمیگویم
به جز او در پی یاری،... دراین عالم نمیگردم
سخنرانی نکن جانا،... که من درمان نمیگردم
ببین کورم، کرم، بشنو... که من درمان نمیگردم
تو شیرینی و من تلخم... توهمراهی و من هرگز
به هیچکس جز او... دمی همدم نمیگردم
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی...
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم
چه شیرین است... اندوهش، غمش، دردش، جراحاتش
شفایم را نمیخواهم... پی درمان نمیگردم
تصور میکنم امشب که میمیرم در آغوشت
وز این آغوش تمثالی... جدا یک دم نمیگردم...
زمین هم آسمان گردد... از عشقش کم نمیگردم
به جز راهش نمی جویم... به جز نامش نمیگویم
به جز او در پی یاری،... دراین عالم نمیگردم
سخنرانی نکن جانا،... که من درمان نمیگردم
ببین کورم، کرم، بشنو... که من درمان نمیگردم
تو شیرینی و من تلخم... توهمراهی و من هرگز
به هیچکس جز او... دمی همدم نمیگردم
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی...
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم
چه شیرین است... اندوهش، غمش، دردش، جراحاتش
شفایم را نمیخواهم... پی درمان نمیگردم
تصور میکنم امشب که میمیرم در آغوشت
وز این آغوش تمثالی... جدا یک دم نمیگردم...
- ۲۵.۹k
- ۱۸ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط