کاش می شد که کسی می آمد.......

کاش می شد که کسی می آمد.......
باور تیره ی ما را می شست
وبه ما می فهماند...
دل ما منزل تاریکی نیست...!!!

""اخم""
برچهره بسی نازیباست...

بهترین واژه همان"لبخند"است
که زلبهای همه دور شده ست...!!

کاش می شد
که به انگشت، نخی می بستیم!
تا فراموش نگردد هرگز.....

که هنوز ""انسانیم""
دیدگاه ها (۱)

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

داستان عاشقانه جدید

ادامه سناریو

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

𓆩𐙚..دوپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

p16

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط