اگر مدانست

اگـر مےدانـسـتے...

بـراے دو دقـیقـه شنـیدن صـدایـت...

چـه هـــا مـے کـنـم...

خـودت که هـیــچ...

دقـیقــه هـا هـم شـرمــنـده مـے شـدنـد. . .،،
دیدگاه ها (۱)

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهمیک نظر کرد مرا کل مرا ...

من که کاری به کار کسی نداشتم !انتهای خیابان پاییـزنشسته بودم...

این شعر را نخوان ! واژه هاےَ ش طعمِ اشک مے دهند ... مےترسم ت...

کمی دورتر بایست... لطفا...! من دیوانه تر از آنم.. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط