♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۹۴

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۹۴


برای آخرین دفعه به صورت هویون نگاه با کشیدن نفس عمیقی اتاق را ترک گفت، خیلی جدی گوشی اش را برداشت و پیامی به جونگ کوک فرستاد
...
جونگ کوک که در کنار گهواره دخترش نشسته بود صدای پیام باعث گرفتن نگاه از دخترش شد به صفحه گوشی خیره شد پیام از طرف جیمین بود
٫٫٫٫ اگه تا پنج دقیقه نیای بیرون میام داخل اتاق ٫٫٫
با خواندن پیام دوباره گوشی را در جیبش نهاد و به دخترش نگاه کرد حتا زره ای تکان نمی‌خورد یا کلی شب رو گریه نکرده بود، جونگ کوک در خیال اینکه دخترش در سلامتی کامل خوابیده، لپ کوچیکش رو آهسته بوسید
و از صندلی بلند شد، به طرفه همسرش رفت دست روی عسلی تخت گذاشت و خم شد لب های همسرش را کوتاه بوسید و نگذاشت از خواب بیدار بشه، یادداشتی روی عسلی تخت گذاشت
پتو را روی همسرش کشید و بوسه ای روی شقیقه اش گذاشت
یک حرکت بسیار محبت‌آمیز و آرامش‌بخش انجام داد بوسیدن آرام شقیقه همسرش نشان می‌دهد که به فکر او هست و برای آرامش روانی همسرش اهمیت قائله حسی از حمایت و امنیت را منتقل کرد،
با برداشتن کیف کاری اش از اتاق خارج شد تا دستگیره را رها کرد و صورتش را چرخاند با صورت جدی و پر از اخم جیمین روبه رو شد، جیمین با اخم بیان کرد : پنج دقیقه دیر کردی
جونگ کوک از رنج پسر عمویش گرفت و او را راهی کرد: مگه از هویون یاد نگرفتی که بیخیال باشی بریم دیگه ‌....
جیمین در نهایت پوزخندی زد و در حسابی راهی شد
دیدگاه ها (۲)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۹۵یه سول به آرامی پلک هایش را گشود ...

سلام و علیک به همه خوشگلا... خوبین؟ یه مدت خیلی طولانی نبودم...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۹۳منطقه نوون... صبح زود بود آفتاب ه...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۹۲ نایون با بی‌رحمی کامل دارو را دو...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط