𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌
ادامه پارت ۲۵
بعد عقب کشید و دوباره مشغول بازی با رژ لب شد:« خجالت نکش، شاید اجازه بدم ی باتم قدرتمند باشی. »
تهیونگ خواست با غرور اون مکان رو ترک کنه، اما پاهاش در این مورد همکاری نمیکردن.
خنده ی عصبی ای کرد. سمت جونگکوک برگشت و با لحنی که سعی میکرد محکم باشه و صدای بلندش گفت:« فکر می‌کنی با این بازی بچگانه میتونی من رو کنترل کنی؟ اگر دیشب جلوی اون‌ همه آدم کمکت نمیکردم چه غلطی میخواستی بکنی؟یادت رفته؟ خودت گفتی، که ما ورسیم! تو تا دیشب تحت کنترل من بودی! اگر قدرتی داری من بهت اجازه دادم داشته باشیش.»

شرایط پارت بعد:
۱۲۰ لایک ۱۰۰ کامنت (نظرتونو بگیددد. شعر نخونید یا ایموجی نذارید و کلا برای پر شدن کامنتا الکی چرت و پرت نگیدد.) ۴۵ بازنشر
دیدگاه ها (۹۸)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p53جونگکوک سرش رو بالا آورد و لبخند کوتاهی زد و...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p54تهیونگ که متوجه شد جونگکوک دوباره داره تلاش ...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p25تهیونگ لرزش دستش رو کنترل کرد، سر...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p24آقای مین کمی عقب رفت و درحالی که ...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p۳۰ تهیونگ کمی فکر کرد. اینبار با خ...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p28تهیونگ با دستش موهاش رو به هم ریخ...

پارت ۱۰: مرزِ ممنوعه (نسخه اصلاح‌شده)یونگی حتی یک لحظه هم تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط