p2

p2

اروم زمزمه کردی
+:چی شده مامانی؟! باز گشنته؟!
اشک هایی همچنان که گونشو خیس می‌کردند رو با انگشتت پاک کردی
ناخداگاه روی زمین نشستی و به تخت تکیه دادی
لباستو پایین کشیدی (درکل نو🌹ک می‌✨️می هاتو کردی تو دهنش دیگه🤡...)
گریه بچه خیلی سریع غط شد و شروع به 🍼 زدن کرد و از طرفی با دست های کوچولوش شروع به ماس🌹اژ دادن می✨️می هات کرد
سرتو به تشک تخت تکیه دادی و چشماتو بستی
نفس جونگین روی پوستت و بوسه‌ش روی گونت باعث شد چشماتو باز کنی و ناخداگاه لبخند محوی بهش بزنی
توی سکوت با لبخندی بهت خیره شد
حرفی نزدی و تمرکزت رو به بچه دادی
_:...سهيم شدن کار سختیه...
با صدای گریه الکیش دوباره به چهرش خیره شدی
_:منممم میخوامممم
با رضایت از موقعیتتون سکوتی کردی
+:نمیدم فقط برای پسرمه
بدون تردید با لحن لجبازی ادامه داد
_:ولی منم پسرتمممم
تکخندی زدی و حرفی که توی ذهنت بود رو بدون در نظر گرفتن عواقبش به زبون اوردی
+:تا دیروز که daddy بودی...
خنده‌ی معنی داری کرد و دیگه ادامه نداد
بچه توی سر و صدای شما به خواب رفته بود
نو✨️ک می✨️می رو از دهنش در اوردی‌و لباستو درست کردی
بلند شدی و جونهیون رو به تختش برگردوندی
سمت جونگین برگشتی سریع اما با احتیاط از دستت کشید و توی بغلش زندانیت کرد
_:خانم کوچولو میخوای برای صبحانه چی بخوری؟!
به سختی کمی بینتون فاصله انداختی و جوابشو دادی
+:الان؟!...یکم زود نیست؟!
سرشو به معنی مخالفت به چپ و راست تکون داد
_:نچ...از دیروز درست غذا نخوردی...از این به بعد باید بیشتر به وعده هات گیر بدم...نمیخوام خانوم کوچولو مریض بشه
با لجبازی سرتو توی سینش پنهون کردی
+:عادت ندارم صبحانه بخورم ...میخوام بخوابم
اخمی کرد و با لجبازی خودت ادامه داد
_:نمیشهههه باید غذا بخوریییی
با همون لحن ادامه دادی
+:نمیخورمممم
جونگین از روی تخت بلند شد و براید استایل بلندت کرد
_:به خوردت میدممم
شروع به ول خوردن کردی تا از بغلش بیارتت پایین
اخمی بچگونه کرد و پایین اوردت و توی یه چشم به هم زدن از دستت کشید و مثل گونی انداختت روی کولش و سمت اشپز خونه رفت
_:یه چیزی برات درست کنم از خوشمزه بودنش گریه کنی
+:مردیکه‌ی چموشششش
دیدگاه ها (۲)

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

چندپارتی دراکو(درخواستی)اروم اروم سرتو توی گرونش فرو بردی و ...

وقتی مریض بودی ولی …

وقتی داداش ناتنیت بود...¹در اتاقت با شتاب باز شد..مثل همیشه،...

So now, chani needs a lot of sleep right?🙃

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_9بعد اون عروسی که شبیه. جهنم بود تموم شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط