‌چنان مینشینید از خاطراتتان میگویید

‌چنان مینشینید از خاطراتتان میگویید
آدم حس میکند با پیرزن و پیر مرد طرف است
چه خبرتان است؟
چرا اینقدر شلوغش میکنید
خاطرات چند ماه و چند سال با هم بودنتان
هر چه بود و نبود تمام شد
اینقدر در ذهنتان کشش ندهید
تمامش کنید
شما جوان هستید
آنرا هم که رفته و تمام شده
بگذارید خاطراتش هم برود
بگذارید به حساب یک تجربه بزرگ
بگذارید به حساب یک مصلحت بزرگ
تمام شد
شما هم تمامش کنید
قبل از وارد شدن به رابطه باید فکر اینها را میکردید
حالا که نکردید، الانم خودتان را بزنید به در بیخیالی
مانند مادربزرگ و پدربزگ
ننشینید تعریف نکنید
که انگار به اندازه یک عمره خاطره دارید
درست است سخت بود
ولی خوب، خودتان هم دامن میزنید به این سختی
قبول دارید؟
دیدگاه ها (۱۳)

چنان مینشینید از خاطراتتان میگوییدآدم حس میکند با پیرزن و پی...

چنان مینشینید از خاطراتتان میگوییدآدم حس میکند با پیرزن و پی...

الهی من فدات فدای اون چشات #معین

بیا کناروم یاروم به عشق تو داروم

آره من دیوونتم فدای دو چشمونتم

تقدیم به عشق قلبم ❤👉

سلطان.قلبم.👑❤

این خیلی گنده است😂😂

داداشممن هنوز هم گاهی دلم می‌خواهد در را باز کنم و صدایت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط