قهوه می ریزم برایت نیستی آن سوی میز

قهوه می ریزم برایت نیستی آن سوی میز
هی شکر می ریزم وتلخ است جای خالی ات
دیدگاه ها (۳)

من دست تورا به دست باران دادمحس دگری به جویباران دادمزاینده ...

حکایت بارانی بی امان استاین گونه که من دوستت می دارم #شمس_لن...

فطاری که آمدتو را به قرار نیاوردمرا از قرار برد #رضا_کاظمی

آن منی کجا روی؟بی تو به سر نمی شود #مولانا

- لبخند می‌زنم و تو حتی نمی‌دانی که در پسِاین لبخند‌هایِ همی...

می روی ونمی رود، غم تو از دل، حق بده جای گریه، دیده خون ببار...

ما نه یک حادثه، که یک "خالیِ بزرگ" در قلبِ یک خانواده را می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط