صدایت طنین صداقت را موج می انداخت و من به این طنین گوش سپ

صدایت طنین صداقت را موج می انداخت و من به این طنین گوش سپردم و آن را حقیقتی ناب تصور می کردم، اما افسوس نمی دانستم نقاب چهره ات دروغهایت را فریاد میزند و طنین صداقتت را به تاراج می برد .........
دیدگاه ها (۳)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

.......//برده ی زیبا//.......

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

فیک تانی૮₍´˶• . • ⑅ ₎აp⁷کمتر از چهل دقیقه بعد، زنگ خانه به ص...

پیوند خون و اختیارپارت ۶ | حقیقتی که نباید گفته می‌شدصدای با...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

{استاد جدید} پارت سوم... صبح، ات با عجله خودش را به دانشگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط