دردناک است که عاشق به مرادش نرسد

دردناک است که عاشق به مرادش نرسد
در پی یار شود پیر و به یارش نرسد

روز و شب منتظر لحظه ی موعود شود
دلخراش است که آخر به مرادش نرسد

در میان همه گل ها ، گل دلخواه خودش
خود بکارد ولی آخر به گلابش نرسد

جان گداز است که شب تا به سحر گریه کند
چه الیم است که معشوق به دادش نرسد

گریه دار است چو بینی دل عاشق خون است
خون به چشمش برسد هرکه به یارش نرسد

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری
تا به حالا نوبت ما بود حالا دیگری؟

گفته بودی که مرا وقت سفر خواهی شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری!

رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری..

من که نفرینت نکردم..روزی اما می دهد
پاسخ کار تو را حالا خدا،یا دیگری
دیدگاه ها (۳)

تورا چون نسیم صبا دوست دارم تورا چون حدیث وفا دوست دارمچو حل...

دردا که رسیدن به تو یک خواب و خیال استافسوس که از راه تو برگ...

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

ترسم این است نیایی نفسم تنگ شودنقش ‌رویایی تو هی کم و کم رنگ...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

آپدیت اوسی/ شیطان کش /هانولا/گل بابونهو بلاخره وقت آپدیت رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط