«خداوندا در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه [چیزی دارند]

«خداوندا در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه [چیزی دارند] و نه قدرت دفاع دارند؛
اما در دستانم چیزی را ذخیره کرده‌ام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت توست. وقتی آن‌ها را به سمتت بلند کردم؛وقتی آن‌ها را برایت بر زمین و زانو گذاردم؛ وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به‌دست گرفتم اینها ثروت دستان من است که امیدوارم قبول کرده باشی.»
🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹
#سردار_سلیمانی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
#والله_ما_ترکناک_یابن_الحیدر ✌🏻🇮🇷
@baghdad0120
دیدگاه ها (۲)

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط