دیگران را تلخ می‌آید شرابِ جور عشق...

دیگران را تلخ می‌آید شرابِ جور عشق...
ما زِ دست دوست می‌گیریم و شکّر می‌شود!

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

سخنی ڪه با تـو دارم، به "نسیم صبح" گفتم"دگری نمی‌شناسم"،"تـو...

من از قیدَت نمی‌خواهم رَهایی...#سعدی

هر شاهدی که در نظر آمد به دلبریدر دل نیافت راه که آن جا مکان...

هنوز با همه دردم امید درمانست... #سعدی

تلخ‌ترین چیز، دوست داشتنِ سرزمینی‌ست که هر صبح، چیزی از خودش...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

شراب تلخ می خواهد که مرد افکن بو،د زور امکه تا یک دم بیاسامز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط