از شقیقه‌ام خون می‌چکد

از شقیقه‌ام خون می‌چکد
تیر خورده است
رویای روز‌های آرام
قلبی که میرفت برای عشق بتپد
آشیانِ غم آلودِ حضوری شده رو به زوال
که بینِ هر دو ضربه
خودش را به مردن میزند

تو نیستی‌
تونیستی‌ و زندگی‌
در رگهای من میگردد
تا از پیکرِ من
دستی‌ بسازد
که از وحشتِ بیهودگی
برای آخرین بار می‌نویسد
برای آخرین بار
واژگانی
چنان سرد
به عشقِ چکاندن
در شقیقه ی یک دیوانه ی دنیا خراب
... و ... تمام
دیدگاه ها (۱)

همیشه فکر می‌کنیم که جدایی‌ها موقتی است.همیشه امیدواریم و دو...

مثل یک کویر نشیناسبی داشته باشمو عاشق یک ستاره باشمشب که شدت...

وعده ی امروز و فردا کی به پایان می رسد ؟سوختم این دردمن پس ک...

منملکه ی سرزمین آغوشتمی شوم هر بار که توسرم را به سینه ات می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط