رئیس شورای دانش آموزی
رئیس شورای دانش آموزی
Part:6
چرا نیومده وایسا شمارشو دارم خودم پیام میدم گوشیمو از جیبم در آوردم و پیام دادم
پیام:سلام ا.ت خوبی امروز نیومدی نگرانت شدم
خب زود جواب بده دختر
(ا.ت)
دیروز حالم بد بود نرفتم جین پیام داده بود ولی جواب ندادم الان آماده شدم رفتم بیرون بعد ۱۰ مین رسیدم و رفتم داخل کلاس و نشستم که جین اومد سمتم
جین:سلام ا.ت خوبی
ا.ت:سلام هم
جین:دیروز چرا نیومدی نگران بودم
چرا باید نگران من بشی
ا.ت:هیچ
جین:نمیخوای درست جواب بدی
ا.ت:......
جین:چ...
معلم اومد داخل کلاس و بلند شدیم
معلم:بشینید سر جاتون
و نشستیم کلاس شروع شد بعد کلاس با یونا رفتیم سمت بوفه و ساندویچ گرفتیم خواستیم حساب کنیم که
بوفه چی:قبلا براتون حساب شده
ا.ت:چی
یونا:کی حساب کردی
بوفه چی:یکی از اعضای شورا بود
ا.ت:آا باشه
و رفتیم
یونا:یکی از اعضای شورا چرا باید ساندویچ مارو حساب کنه
ا.ت:نمی دونم
(جین)
جیمین :پسر چیشده چرا براشون حساب کردی
جین:هیچی همینطوری
تهیونگ:خوب معلومه عاشق شده*خنده
کوک:اووو هندساممون عاشق شده
جین:شاید
(خوشگلا اعضای هم عضو شوران و دوستای جین)
پسرا:اوووو
(ا.ت)
رفتیم سر کلاس جینم اومد که وایسا ببینم نکنه این حساب کرده نه بابا چرا باید برای ما حساب کنه میره برای عشقشو حساب میکنه از کنارم رد شد و بهم یه نگاه کرد که اهمیت ندادم معلم اومد
بعد مدرسه داشتم میرفتم که
جین:ا.ت
ا.ت:بله
جین:میگم امروز وقت داری
ا.ت:نمی دونم
و رفتم چرا اینو میپرسه رسیدم خونه لباسمو عوض کردم و رفتم پایین سر میز داشتیم ناهار میخوردیم که به گوشیمو پیام اومد
پیام:سلام امشب ساعت ۷ اگه وقت داشتی بیا#@^خوشحال میشم ببینمت باید یه چیزی بهت بگم
چی میخواد بگه این چشه
(ساعت ۶ونیم)
رفتم اتاقم و آماده شدم یه میکاپ ملایم کردم و رفتم پایین به مامانم گفتم و زدم بیرون یه تاکسی گرفتم بعد چند مین رسیدم و
ادامه دارد........
Part:6
چرا نیومده وایسا شمارشو دارم خودم پیام میدم گوشیمو از جیبم در آوردم و پیام دادم
پیام:سلام ا.ت خوبی امروز نیومدی نگرانت شدم
خب زود جواب بده دختر
(ا.ت)
دیروز حالم بد بود نرفتم جین پیام داده بود ولی جواب ندادم الان آماده شدم رفتم بیرون بعد ۱۰ مین رسیدم و رفتم داخل کلاس و نشستم که جین اومد سمتم
جین:سلام ا.ت خوبی
ا.ت:سلام هم
جین:دیروز چرا نیومدی نگران بودم
چرا باید نگران من بشی
ا.ت:هیچ
جین:نمیخوای درست جواب بدی
ا.ت:......
جین:چ...
معلم اومد داخل کلاس و بلند شدیم
معلم:بشینید سر جاتون
و نشستیم کلاس شروع شد بعد کلاس با یونا رفتیم سمت بوفه و ساندویچ گرفتیم خواستیم حساب کنیم که
بوفه چی:قبلا براتون حساب شده
ا.ت:چی
یونا:کی حساب کردی
بوفه چی:یکی از اعضای شورا بود
ا.ت:آا باشه
و رفتیم
یونا:یکی از اعضای شورا چرا باید ساندویچ مارو حساب کنه
ا.ت:نمی دونم
(جین)
جیمین :پسر چیشده چرا براشون حساب کردی
جین:هیچی همینطوری
تهیونگ:خوب معلومه عاشق شده*خنده
کوک:اووو هندساممون عاشق شده
جین:شاید
(خوشگلا اعضای هم عضو شوران و دوستای جین)
پسرا:اوووو
(ا.ت)
رفتیم سر کلاس جینم اومد که وایسا ببینم نکنه این حساب کرده نه بابا چرا باید برای ما حساب کنه میره برای عشقشو حساب میکنه از کنارم رد شد و بهم یه نگاه کرد که اهمیت ندادم معلم اومد
بعد مدرسه داشتم میرفتم که
جین:ا.ت
ا.ت:بله
جین:میگم امروز وقت داری
ا.ت:نمی دونم
و رفتم چرا اینو میپرسه رسیدم خونه لباسمو عوض کردم و رفتم پایین سر میز داشتیم ناهار میخوردیم که به گوشیمو پیام اومد
پیام:سلام امشب ساعت ۷ اگه وقت داشتی بیا#@^خوشحال میشم ببینمت باید یه چیزی بهت بگم
چی میخواد بگه این چشه
(ساعت ۶ونیم)
رفتم اتاقم و آماده شدم یه میکاپ ملایم کردم و رفتم پایین به مامانم گفتم و زدم بیرون یه تاکسی گرفتم بعد چند مین رسیدم و
ادامه دارد........
- ۱۸۲
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط