https://telegram.me/rvazheha

https://telegram.me/rvazheha

گر دست ما
ز دامن مقصود کوته است
از پا فتاده ایم نه از پا نشسته ایم
تا با هزار ناز
کنی یک نظر به ما
ما یک دل و هزار تمنا نشسته ایم
دیدگاه ها (۲)

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

Attar#050622

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

ایتایار:هرجای دنیاتو هر دولت و حکومتوقتی بحث اغتشاش و اشوب و...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط