خـبـرنـدآرد

خـبـرنـدآرد
وقتــی بآصدآی مـردآنه اشـ
اسممـ رآ زیـر لبآنـش میــاورد
اروومـ درگـؤشـــانم
دوستتـ دآرم رآ نجــوآ میڪنـد
بـدنیآ میـ آیـم
منـ هرروز بـ دنیــا مـی آیــم
واو هیــچوقتـ نمیفهمـد ڪ
هرروزڪنار او بودنـ
تولـداستـ
@mamad.javad
دیدگاه ها (۴)

وقتی پدر بود اما…

ᴘᴀʀᴛ20

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_بیست...

P.r:«¹⁰»ویو لیا: رفتم و صداشون کردم ک بیان داخل و اومدن وقتی...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_سی_و...

دختران بعد از انقلاب :به دنیا که قدم گذاشتیم جنگ بود،پدر ها ...

تاوان انتخاب (پارت۵)

رمان سوکوکو 73

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط