غنچه با دل گرفته گفت:

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی،لب ز خنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز، راز گفتن است
گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه
باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
راستی کدامیک درست گفته اند
من که فکر می کنم
گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن
بیشتر ز غنچه پاره کرده است
قیصر امین پور🌷
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿قصدم نشستن بود، اما کنارت نه چشم انتظ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

dark life = 39

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

خودکار ابری

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط