آمدی درعاشقی رسوای دنیایم کنی

آمدی درعاشقی رسوای دنیایم کنی
بیخبرازاینو آن شیدای شیدایم کنی

بانگاه آتشین دردام افکندی مرا
خواستی سوزنده ازآتش، سراپایم کنی
دیدگاه ها (۱)

امدی در عاشقی رسوای دنیایم کنی بی خبر از این و ان شیدای شیدا...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنی بی خبر از این و آن شیدای شیدا...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط