part 1

part 1

ویو آناستازیا

از خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو انجام بدم

بعدش مستقیم رفتم توی اشپز خونه تا یه چیزی بخورم و برم سر کار ( آناستازیا توی بار کار می‌کنه و بعد از اون می‌ره توی کافه کار می‌کنه )

رفتم تا حاضر بشم جلو رفتم و در کمد لباسم رو باز کردم و یه کراپ و شلوار بگ لی پوشیدم
واسه آرایش خیلی آرایش ملایمی کردم و موهامو دم اسبی بستم و کیفم رو برداشتم و از پله ها پایین رفتم و به سمت بار حرکت کردم.


ویو مایکی

صبح از خواب بیدار شدم و یادم آمد که امروز جلسه دارم ،و از توی تخت بلند شدم و رفتم یه آبی به سر و صورتم زدم رفتم لباسم ( کت و شلوار) رو پوشیدم و از توی اتاق زدم بیرون و رفتم سر میز ، که صبحانه بخورم
صبحانم که تمام شد از روی صندلی بلند شدم و به یکی از افرادم گفتم ماشین رو بیاره
سوار ماشین شدم و به سمت بار حرکت کردم
(۲۰ دقیقه که گذشت رسیدم)
رفتم داخل ، زیاد به افراد داخل بار توجه نکردم فقط می‌دونم همشون توی دهن هم بودن

رفتم سر میز مشخص شده نشستم و منتظر بقیه افراد شدم
در همین حین یه نوشیدنی سفارش دادم


ویو آناستازیا

به بار که رسیدم سریع رفتم داخل چون ۵ دقیقه دیر کرده بودم که یهو به رییس بر خوردم اول یه جوری نگام کرد بعد گفت برو سریع لباست رو عوض کن
لباسم رو عوض کردم( ایشون توی بار گارسون هستن)
و رفتم منوی نوشیدنی رو بگیرم که افرادی که دور یه میز جمع شده بودن توجه منو به خودشون جلب کردن

یکی از گارسون ها امد و بهم گفت برو و سفارشای نوشیدنی اون میز رو بگیر
رفتم که سفارش نوشیدنی رو بگیرم
که یه شخصی رو دیدم و واقعا مرده خیلی جذابی بود
اوففف اصلا..(😂)
دیدم که با دست اشاره کرد به معنی اینکه بیا
رفتم که گفت یه نوشیدنی برام بیار الکل زیاد نداشته باشه
گفتم باشه و رفتم که نوشیدنی رو بیارم
وقتی آوردم سرشو که بالا کرد فقط چند لحظه نگام کرد ، منم نوشیدنی رو برداشتم و گذاشتم جلوش و......


ادامه دارد...

پارت بعد رو فردا براتون میذارم☺️
حمایت یادتون نره
دیدگاه ها (۲)

ماه شب مافیا ژانر:کمدی-عاشقانه-مافیایی-اکشن شخصیت های اصلی:م...

" سه شنبه "" ویو لیا " امروز روز عروسی بود و من واقعا دلم نم...

یادگاری از عشقp¹"ویو ا.ت"لباسام رو پوشیدم و رفتم پایین*دخترم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط