ز آن روز که مادربرد ام سوخت

ز آن روز که مادربرد ام سوخت
حس می کنم تمام هستی ام سوخت
نه از پیش و نه از پس
نمونده و نیست
راهی
از این پس
باید به سوخت
و به ساخت 🥲🖱️🖥️
تیک تیک کیو کیو تفنگی یادش بخیر 🐒
دیدگاه ها (۰)

‏🐶[۱۱:۵۶ به وقت کره]دیگه اکتبر شد...باز دارم یه بار می‌خوابم...

╭─────────────── 💜 ───────────────╮✦ پارت ۹ | حرفی که باید گ...

🔴 قسمت سوم از روشنگری بنزینی:حقیقت مافیای گردن کلفت اما خودی...

🔴 قسمت سوم از روشنگری بنزینی:حقیقت مافیای گردن کلفت اما خودی...

روزی می‌رسد که روپوش سفید را می‌پوشم و مقابل تمام سختی‌هایی ...

سلام ، مگه مجبورید مدل های مختلف تولید کنید که بعد در پشتیبا...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط