خواستم پرتابش کنم در عمق آب..

خواستم پرتابش کنم در عمق آب..
اما ترسیدم ماهیها مسموم دردهایم شوند،اشک بریزند،دریا دلش بگیرد،گریه کند،سیل شود..
نه! ماهیها میمیرند...
خواستم خاکش کنم در عمق زمین..
اما ترسیدم خاک مسموم دردهایم شود،غرش کند،زلزله شود،زمین بشکافد..
نه! درختان میمیرند..
در کنج اتاقم نگهش میدارم و مانند ویترین مغازه به آن مینگرم..این دردها ساخت دست انسانهاست! تاوان اعتماد است..
دیدگاه ها (۲)

خواستم پرتابش کنم در عمق آب...اما ترسیدم ماهیها مسموم دردهای...

انتقام آتشین تاوان آزار و اذیت دختر 7ساله☆سهیل به نقل از روز...

جمع آوری کاه و کشتزار حوالی..( روستای دهنوی سردار) شهرستان ز...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

♨️فعال شدن خط تخریب حمید رسایی انقلابی ترین نماینده مجلس توس...

احمق تر ازاصلاح طلبای خائن ندیدماصلاح طلبای غربگرا احمق اخه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط