‍ من بی تو شعر مینویسم...

‍ من بی تو شعر مینویسم...
موهایم را کوتاه میکنم...
گاهی میبافم گاهی رهایشان میکنم به دست باد...
گاهی روی ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم گاهی لاکشان میزنم سرخ یا سیاه...
گاهی به صورتم سیلی میزنم تا سرخ نگاهشان دارم گاهی رژگونه میزنم ...
وقتی تو نیستی تمام زنانگی ام را بکار میگیرم تا نبودنت را جبران کنم اما باز هم نمیشود...
تو بدون من چه میکنی؟؟بر ایوان شب مینشینی ستاره میشماری؟؟یا دلنوشته های پراکنده ی مرا با سرانگشتت بر روی پوست سرد شب میکشی؟؟یا دست میگذاری بر جای خالی من که نبودنم را یاد آوری کنی....
بمن بگو اصلا حواست هست که خیلی وقت است که نیستم؟؟.......
دیدگاه ها (۱)

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

خطی کشیدم جای تو، بر روی دیوار دلم یک روزدیگر هم گذشت،ازعمرِ...

خطی کشیدم جای تو، بر روی دیوار دلمیک روزدیگر هم گذشت،ازعمرِ ...

خطی کشیدم جای تو، بر روی دیوار دلمیک روزدیگر هم گذشت،ازعمرِ ...

خطی کشیدم جای تو، بر روی دیوار دلم یک روزدیگر هم گذشت،ازعمرِ...

خطی کشیدم جای تو، بر روی دیوار دلم یک روزدیگر هم گذشت،ازعمرِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط