لیسا : مثل اینکه خرید عروسی داریم

لیسا : مثل اینکه خرید عروسی داریم

لیا : لیسا نمک رو زخمم نریز

لیسا : خوب راست میگم

لیا : لیسا ....

لیسا : 😂

لیا : لیسا...

لیسا : باشه باشه ببخشید 😂

جیسو : لیا الان میخوای چیکار کنی ؟؟؟

لیا : هیچ ایده ای ندارم ( همچنین )

رزي : هیچ ایده ای ندارم یعنی چی ؟

لیا : یعنی هیچ ایده ای ندارم

جنی : خب بذار یه بار دیگه مرور کنم امروز چه اتفاقی افتاد بعد از ظبط شما رفتین خونه ی بابابزرگتون و اون گفت ازدواج میکنین بعد اومدین به ما گفتین بعد مایه نقشه کشیدیم که جواب نداد و بعد از اینکه از خونه ی بابا بزرگتونم یه نفر بهت پیام داد و تهدیدت کرد بعد از طرف همون فرد یه نامه گرفتی بعد الانم یه نفر داره تهدیدت میکنه و توی این وضعیت عمو و زن عموت میخوان با کوک بری خرید عروسی درسته

لیا : کاملا

جنی : اصلا عالی ‌...

رزی : خیلی خب حالا که انقدر بدبختي نظرتون چیه برای لیا لباس عروسی انتخاب کنیم

لیا جنی لیسا جیسو : رزي

لیا : رزي واقعا که

رزي : وای لیا باید از قیافت عکس میگرفتم

لیا : گگگگگگ

رزي : 😂😂

لیا : ای خدا ...

لیسا : خب حالا چیکار کنیم ؟ ( بنده هم اطلاعی ندارم )

جنی : چاره ای نداریم یا لیا فرار میکنه یا با کوک ازدواج میکنه

لیا : زهر مار جنی زهرمار

جنی : گگگگگگ

لیا : گگگگگگگ ( چه علاقه ی به دهن کجی دارید؟؟ )

لیسا : ....

شرطا رو نرسید ولی خب گذاشتم
دیدگاه ها (۱)

لیسا : وا خوب راس میگه لیا : من فرارم کنم بابابزرگ آدم می‌فر...

سلااااااااامممممممممم اومدم بهتون یه چیزی بگم من الان ۶۴ تا ...

" من بهت هشدار دادم "با یه عکس از همین الان واقعا ترسیدم برا...

جیسو : بله البته چرا که نه لیام: لیااااا ( لوس )لیا : بله لی...

شوگا:🤣🤣لیسا : خوب حالا پاشید جنی: لیسا یه دقیقه ی دیگه لیسا:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط