تکپارتیجیمین
#تکپارتی.جیمین
ویو جیمین:
سلام من پارک جیمین هستم و ۲۵ سالمه و یه خواهر کوچیکتر از خودم دارم.
ویو ا/ت:
سلام من پارک ا/ت هستم و ۲۰ سالمه و یه داداش بزرگتر خودم دارم ما با هم زندگی میکنیم و پدر مادرمون فوت شدن.
ویو جیمین:
امروزم مثل همیشه از خواب پا شدم و رفتم سرویس بهداشتی کارای لازمو انجام دادم و رفتم آماده شدم یکمی صبحونه خوردم که دیدم بعله دوباره دیرم شده با عجله رفتم سوار ماشین شدم و راه افتادم.
ویو ا/ت:
بلند شدم دیدم ساعت ۱۰ صبحه رفتم سرویس بهداشتی کارای لازمو انجام دادم و صبحونمو خوردم و رفتم رو کاناپه نشستم یه فیلم گذاشتم. داشتم فیلم و میدیدم که گوشیم یدفه زنگ خورد همون دختره ی رو مخ هانا بود اونا همش برام قلدری میکنن(ا/ت دانشگاهه)جواب دادم.
مکالمشون:
هانا:هه ا/ت خانوم میبینم خواب نیستی.
ا/ت:اره مث شما نیستم فقط بخوابمو بقیه کارامو انجام بدن.
هانا:معلومه تو هیچوقتم مث من نمیشی.
ا/ت:آره خب هیچوقت مث تو تنبل و زشت نمیشم شک نکن.
هانا:عیشش حالا خبرایی دارم واست.
ا/ت:بگو
هانا:یه فیلم واست فرستادم اونو ببین بای.
ا/ت:باش بای.
هانا فیلمو فرستاد باورم نمیشه اون داداشم بود که منو فروخته؟منو نمیخادم؟تنها امیدم تو زندگی داداشم بود گوشیرو پرت کردم نشستم یگوشه نمیدونستم چند ساعت نشستم و گریه کردم دیگه امیدی برای زندگیم نداشتم رفتم لب پنجره ما تو آپارتمان زندگی میکردیم و طبقه آخر بودیم میخواستم خودمو پرت کنم پایین که یهو.
ویو جیمین:
بالاخره کارم تموم شدو رفتم خونه رسیدم خونه هرچی ا/ت رو صدا کردم جواب نداد دیدم گوشیش پرت شده یطرف نگران شدم رفتم کل اتاقارو گشتم که دیدم ا/ت لب پنجره کشیدمش تو و انداختمش رو خودم.
جیمین:هیچ معلوم هست چه غلطی میکنی(داد)
ا/ت:گمشو عوضی ولم کن(گریه)
جیمین: بگو چرا این کارو کردی ها(داد)
ا/ت:چون تمام امیدمو زندگیم تویی تو منو فروختی و نمیخایم منم امیدی برای زندگی ندارم(داد و گریه)
جیمین:این چرتو پرتاب چیه کی گفته من تورو فروختم؟
ا/ت:خودم همچیو دیدم(گوشیرو داد به جیمین)
``جیمین فیلمو دید``
جیمین:ا/ت واقعا خری؟من تتو دارم؟من زندگیمو میفروشم؟فرق اصلی و جعلی رو نمیفهمی؟
ا/ت:چ..چی
جیمین:هیچ بیا بغلم
``ا/ت جیمین رو بغل کرد``
جیمین:امکان نداره من هیچوقت تورو بفروشم حتی اگه جونمو بگیرن.
ا/ت:دوست دارم
جیمین:منم دوست دارم خواهر جونم
پایان
ببخشید اگه بد شد.
ویو جیمین:
سلام من پارک جیمین هستم و ۲۵ سالمه و یه خواهر کوچیکتر از خودم دارم.
ویو ا/ت:
سلام من پارک ا/ت هستم و ۲۰ سالمه و یه داداش بزرگتر خودم دارم ما با هم زندگی میکنیم و پدر مادرمون فوت شدن.
ویو جیمین:
امروزم مثل همیشه از خواب پا شدم و رفتم سرویس بهداشتی کارای لازمو انجام دادم و رفتم آماده شدم یکمی صبحونه خوردم که دیدم بعله دوباره دیرم شده با عجله رفتم سوار ماشین شدم و راه افتادم.
ویو ا/ت:
بلند شدم دیدم ساعت ۱۰ صبحه رفتم سرویس بهداشتی کارای لازمو انجام دادم و صبحونمو خوردم و رفتم رو کاناپه نشستم یه فیلم گذاشتم. داشتم فیلم و میدیدم که گوشیم یدفه زنگ خورد همون دختره ی رو مخ هانا بود اونا همش برام قلدری میکنن(ا/ت دانشگاهه)جواب دادم.
مکالمشون:
هانا:هه ا/ت خانوم میبینم خواب نیستی.
ا/ت:اره مث شما نیستم فقط بخوابمو بقیه کارامو انجام بدن.
هانا:معلومه تو هیچوقتم مث من نمیشی.
ا/ت:آره خب هیچوقت مث تو تنبل و زشت نمیشم شک نکن.
هانا:عیشش حالا خبرایی دارم واست.
ا/ت:بگو
هانا:یه فیلم واست فرستادم اونو ببین بای.
ا/ت:باش بای.
هانا فیلمو فرستاد باورم نمیشه اون داداشم بود که منو فروخته؟منو نمیخادم؟تنها امیدم تو زندگی داداشم بود گوشیرو پرت کردم نشستم یگوشه نمیدونستم چند ساعت نشستم و گریه کردم دیگه امیدی برای زندگیم نداشتم رفتم لب پنجره ما تو آپارتمان زندگی میکردیم و طبقه آخر بودیم میخواستم خودمو پرت کنم پایین که یهو.
ویو جیمین:
بالاخره کارم تموم شدو رفتم خونه رسیدم خونه هرچی ا/ت رو صدا کردم جواب نداد دیدم گوشیش پرت شده یطرف نگران شدم رفتم کل اتاقارو گشتم که دیدم ا/ت لب پنجره کشیدمش تو و انداختمش رو خودم.
جیمین:هیچ معلوم هست چه غلطی میکنی(داد)
ا/ت:گمشو عوضی ولم کن(گریه)
جیمین: بگو چرا این کارو کردی ها(داد)
ا/ت:چون تمام امیدمو زندگیم تویی تو منو فروختی و نمیخایم منم امیدی برای زندگی ندارم(داد و گریه)
جیمین:این چرتو پرتاب چیه کی گفته من تورو فروختم؟
ا/ت:خودم همچیو دیدم(گوشیرو داد به جیمین)
``جیمین فیلمو دید``
جیمین:ا/ت واقعا خری؟من تتو دارم؟من زندگیمو میفروشم؟فرق اصلی و جعلی رو نمیفهمی؟
ا/ت:چ..چی
جیمین:هیچ بیا بغلم
``ا/ت جیمین رو بغل کرد``
جیمین:امکان نداره من هیچوقت تورو بفروشم حتی اگه جونمو بگیرن.
ا/ت:دوست دارم
جیمین:منم دوست دارم خواهر جونم
پایان
ببخشید اگه بد شد.
- ۴۹.۰k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط