هرچقدرر فکر میکنم ، از این جلوتر نمی روم !
هرچقدرر فکر میکنم ، از این جلوتر نمی روم !
همیشه در آن کافه ی لعنتی نشسته ام !
و به صندلی روبروی تو میخکوبم !!
از این جلوتر نمی روم ،
نشسته ام روبروی تو
و در فنجان قهوه ام نگاه میکنم
به فالی که تعبیرش اشتباه است.
و سعی میکنم کار دیگری بکنم ،
مثلا چند دقیقه عقب تر باشم !
و فنجانم را برنگردانم
یا به چشمانت نگاه نکنم ،
وقتی اولین شعرم را برایت میخوانم !!
شاید ،،
شاید دقیقه ای بعد،
...تصمیم دیگری بگیرم ...
همیشه در آن کافه ی لعنتی نشسته ام !
و به صندلی روبروی تو میخکوبم !!
از این جلوتر نمی روم ،
نشسته ام روبروی تو
و در فنجان قهوه ام نگاه میکنم
به فالی که تعبیرش اشتباه است.
و سعی میکنم کار دیگری بکنم ،
مثلا چند دقیقه عقب تر باشم !
و فنجانم را برنگردانم
یا به چشمانت نگاه نکنم ،
وقتی اولین شعرم را برایت میخوانم !!
شاید ،،
شاید دقیقه ای بعد،
...تصمیم دیگری بگیرم ...
- ۱.۵k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط