قدیما پسره میرفت سربازی.میومد می دید دختر مورد علاقه ش ش

قدیما پسره میرفت سربازی.میومد می دید دختر مورد علاقه ش شوهر کرده.
الان پسره میره سربازی برمیگرده میره آمریکا 6 سال درس میخونه تو جریان انتخابات دستگیر میشه 8 سال زندان میکشه میاد بیرون می بینه دختره هنوز منتظرش نشسته .
شوهر نیست می فهمی؟نیست!!!!
دیدگاه ها (۶)

Vaghean like dare

Booooooossss

بخشي از كتاب بابا لنگ دراز اثر جين وبستراز نامه های بابا لنگ...

like

سایه‌های مافیاپارت : ۲۷ چند روز از دیدار میره با مادرش گذشته...

پارت دودکتر: متاسفانه بیمار هیچ چیز یادش نیست ولی وقتی ازش پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط