بیداریت را

بیداریت را
در چشمهایم بریز
که خوابِ دمِ صبح را
جز نگاهِ تو
علاجی نیست
دیدگاه ها (۱)

تَنها، ایڹ را میدانَم...❤ ڪہ "دوست داشتَنَت"..❤ لَحظہ...لَح...

مائیم و تو ای جان ؛که جگر گوشه مایی ...👤 شهریار

من هجوم دلتنگیی هستمکه هنوز روی نفسهایم " تو" را دم و بازدم ...

گفتی زسرت فکر مرا بیرون کن !جانا ، سرم از فکر تو خالی ست،دلم...

آغوشِ تــــــــــو که باشد ....خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـ...

میان صبحهایم بنشین آفتاب شو تویِ چشمهایم برقصتو همان صبح اتّ...

شهدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط