سفر ڪردم ڪہ از یادم برے

سفر ڪردم ڪہ از یادم برے
دیدم نمیشہ...
آخہ عشقہ یہ عاشق با ندیدن ڪم نمیشہ...
غم دور از تو بودن یہ بے بال و پرم ڪرد...
نرفت از یاد من عشق سفر عاشق ترم ڪرد...
دیدگاه ها (۳)

یادم نمیڪنے و ز یادم نمیروے... یادت بخیر یار فراموش ڪار من.....

گفتہ بودم بہ ڪسے عشق نخواهم ورزید... آمدے و همہ فرضیہ ها ریخ...

از من گذشت... من هم از او بگذرم ولے... ...

#اربعین_آمد و اشڪم ز بصر مے آیدگوییا زینب محزون ز سفر مے آید...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۴تابستان بود.سئول دو سال و نه م...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط