یه روز توخیابون منتظر تاکسی بودم، تاکسی اومد سلام کردم و

یه روز توخیابون منتظر تاکسی بودم، تاکسی اومد سلام کردم و نشستم راننده گفت خوبی گفتم بد نیستم گفت چه خبر؟؟ گفتم خبری نیس سلامتی
یدفعه برگشت گفت اقا باشما نیستم نگاش کردم دیدم داره با هندزفری گوشیش حرف میزنه
اونجا بود که میخواستم داشبورد رو گاز بگیرم
اصن ان به توان ان وضی .....
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

#in_your_eyespart_9۸ویو کایلا "غروب"از وقتی نتیجه‌ی تست...

part 6که یهو مچ دستم کشیده شد و دوباره برگشتم سرجام سرمو بال...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

سلام دخترا ... روزتون بخیر ، میخواستم باهاتون صحبت کنممن دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط